تبلیغات
مشاوره و حل مشکلات جوانان - چرا سر نماز حواسمان پرت می شود؟

وبلاگی برای مشاوره و حل مشکلات جوانان ایرانی به امید ایرانی آباد و ازاد

چرا سر نماز حواسمان پرت می شود؟

تاریخ:شنبه 16 شهریور 1392-11:51 ب.ظ

تفکر

اگر در عاقبت کار ها بیاندیشیم ، هر کاری را انجام نخواهیم داد !

فکر در عاقبت گناه از عواملی است که اگر آدمی به آن توجه داشته باشد ، در بازداشتن از گناه می تواند بسیار مؤثر باشد، البته این موضوع مشروط به این است که انسان برای خودش میدان فکری باقی گذاشته باشد .

گاهی از اوقات ما در زندگی خود رادر یک سری از حرکات و تحریکات وهیجاناتی قرار می‌دهد که اصلاً فکری برای خود باقی نمی گذاریم که بخواهیم فکر کنیم . خود را در لبه ی پرتگاه گناه قرار می دهیم که دیگر جایی برای تصمیم گیری و فکری برای انتخاب باقی نمی ماند .

همه گناهان مثل نفت نیستند که لازم باشد ، برای روشن شدنش کبریت بزنیم تا بسوزاند ، بعضی گناهان حالت بنزین رادارد ، از یک متری هم آتش می‌گیرد وهمه چیز را می سوزاند .

لذا اگر کسی بخواهد از انجام گناه مصون بماند ، باید از مقدمات گناه دوری کند وتا می تواند شرایط انجام گناه را به صفر برساند .

چرا سر نماز حواسمان پرت می شود؟

گاهی اوقات می بینیم که در حال نماز به همه چیز فکر می کنیم جز به نماز .

یکی از دلایل عمده اش این است که تا لحظه ی آخر در حال صحبت از دنیا بوده ایم ، اصلاً زمینه ای برای یک اتصال خوب را فراهم نکرده ایم.

اگر یک تکه طلا را در یک گونی ذغال بگذاریم ، طلا سیاه خواهد شد . اگر بخواهیم سیاه نشود باید اطراف آن را از پنبه پر کنیم ؛ کسی که ‌بخواهد سر نماز حواسش پرت نشود ، حداقل چند دقیقه قبل از نماز باید بنشیند ، فکر کند و زمینه ای برای ورود به بخش دیگری از عالم را کسب کند ، باید فکر کنیم که می خواهیم نماز بخوانیم ؛ به عبارتی نهایت کوچک می خواهد با نهایت بزرگی و کرم هم کلام شود .

فکر در عاقبت گناه ، عاملی برای توبه کردن

فکر کند که این چه گناه و لذت کوتاهی بود که انجام دادم ، کیفش تمام شد و عذابش باقی مانده .

فکر در مورد فانی بودن دنیا ،عاملی برای کسب زهد

سرانجام کسانی که دنیا را با تمام زرق و برق آن داشتند ، چه شد ؟!غیر از این است که تمام آنچه را که با هزاران مشقت به دست آورده اند ، گذاشتند و تنها چند تکه پارچه ی سفید بی ارزش را به خود همراه کردند و بردند ؟!

فکر درباره مرگ ، عامل کنترل هوس ها است ؛ « اذْکُرُوا هَادِمَ اللَّذَّاتِ »۱

فکر در تاریخ ،عامل عبرت

امیر المؤمنین علیه السلام می ‌فرماید: گرچه من عمر پیشینیان را نکرده ام اما در تاریخ آنها غور کردم و فکر کردم ، وچون تاریخ گذشتگان را مطالعه کرده ام و می دانم ؛« قَدْ صِرْتَ کَأَحَدِهِمْ ؛ گویی من هم یکی از آنان هستم.»۲

فکر در تاریخ عامل عبرت است و عبرت از تجربه بسیارمهم تر و با ارزش تر می باشد .

فرق تجربه و عبرت چیست؟

در تجربه انسان خودش باید بسوزد تا دفعه دوم یاد بگیرد که چه کند ، اما در عبرت دیگران می سوزند ومافقط ازآن عبرت می گیریم و استفاده می کنیم .
امیر المؤمنین علیه السلام می ‌فرماید: گرچه من عمر پیشینیان را نکرده ام اما در تاریخ آنها غور کردم و فکر کردم ، وچون تاریخ گذشتگان را مطالعه کرده ام و می دانم ؛« قَدْ صِرْتَ کَأَحَدِهِمْ ؛ گویی من هم یکی از آنان هستم.»

فکر در مخلوقات ،عامل ایمان

انسان وقتی در مورد مخلوقات فکر می کند ، ایمانش قوی تر و مستحکم تر می شود ؛ « وَ یَتَفَکَّرُونَ فی‏ خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْض رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلاً سُبْحانَکَ فَقِنا عَذابَ النَّارِ »۳

زیربنای ایمان علم و فکر است ؛

قرآن می فرماید : اول در آفرینش فکر می‌کنند و در انتها ایمانشان قوی تر شده و جهان را بیهوده و باطل نمی پندارند.

اگر ما به این نکته باور حقیقی داشته باشیم که عالم بیهوده آفریده نشده است ، بسیاری از معضلات رفتاری و اخلاقیمان حل خواهد شد و به زندگی با دیدی متفاوت خواهیم نگریست .
تفکر

تقاضای شایسته در کنار فکر خوب

روزی پیامبر خدا (ص) غلام خود راکه سال ها در کنار ایشان خدمت کرده بود را صدا زد و فرمود : تو سال ها در خانه ی ما کار می کنی ، از من چه تقاضایی داری که برایت انجام دهم ؟ خادم اجازه خواست که فکر کند و بعد درخواستش را بیان کند .

بعد از چند روز خدمت حضرت رسید و به حضرت عرض کرد : می خواهم از خدا بخواهی وقتی عمرمن تمام شد ، در بهشت در محضر و جوار شما باشم . حضرت فرمود : این درخواست را چگونه بدست آوردی ؟

عرض کرد : بسیار فکر کردم و دیدم که بهترین چیزی می تواند سعادت دو دنیای من را اجابت کند ، جز این درخواست نمی باشد . حضرت فرمود : تو در قیامت در جوار من خواهی بود مشروط بر اینکه سجده‌های طولانی انجام بدهی ؛ « أَعِنَّا بِطُولِ السُّجُود »۴

قرآن می فرماید : اول در آفرینش فکر می‌کنند و در انتها ایمانشان قوی تر شده و جهان را بیهوده و باطل نمی پندارند.

اگر ما به این نکته باور حقیقی داشته باشیم که عالم بیهوده آفریده نشده است ، بسیاری از معضلات رفتاری و اخلاقیمان حل خواهد شد و به زندگی با دیدی متفاوت خواهیم نگریست

فکر در مفاسد اخلاقی، عامل تهذیب

مرحوم نراقی درکتاب ” معراج السعادة ” در مورد دوای هریک از عیب های اخلاقی می فرماید : دوای این رذیله ی اخلاقی در درجه اول این است که آدمی فکر کند که این صفت چقدر زشت و ناپسند است ، زیرا که فکر در مفاسد اخلاقی ، خود عامل تهذیب است .

در آموزه های دینی برای لحظه ای فکر کردن پاداش های فراوانی قرارداده شده که این ،خود می تواند گواه و سندی بر اهمیت این موضوع باشد .

عبادتی بی ریا و بدون وسیله

نکته ی جالب این جا است که بدانیم فکر کردن ، عبادتی بی ریا وبی وسیله است چرا که در حال فکر کردن ، هیچ کس متوجه این امر نخواهد شد وبرای این عبادت به هیچ ابزارو وسیله ای احتیاج نخواهیم داشت .

پی نوشت ها :

۱- غرر الحکم / ص ۱۶۲

۲- نهج البلاغه / نامه ۳۱

۳- آل عمران / ۱۹۱

۴- کافی / ج ۳ / ص ۲۶۶


نوع مطلب : مذهبی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.