تبلیغات
مشاوره و حل مشکلات جوانان - مطالب ابر حل مشکلات جوانان

وبلاگی برای مشاوره و حل مشکلات جوانان ایرانی به امید ایرانی آباد و ازاد

سر نخ

تاریخ:پنجشنبه 16 آبان 1392-07:10 ب.ظ



فعلا میتونم همین رو بگم که مشکلات رایج جوانان و نوجوانان چند رقمه 

اول : مشکلات بوقیییییی و خاک بر سری . البته شاید یکی بگه اینا که مشکل نیست!؟ این جور آدما باید برگردن مطلب اول رو بخونن و یه نکاهی به فهمشون از هدف زندگ بندازن و دعا کنن که خدا درد بده .

 با عرض معذرت این مشکلات هم چند جوره : خود ارضایی ، رابطه خلاف با دختر و زن ، گی و همجنس خواهی ، عضو  خواهی و ........و اثر ها و ضرر های مختلفی هم دارن که بعدا میگم

دوم : مشکلات هویتی و هدفمندی : ذهنتون نره سراغ یارانه ها . منظورم خیلی از جوونا ست که حیرونن و نمیدونن برا چی زنده ان . حتی یکیشون که چند بار خود کشی کرده بود و جون در کرده بود میپرسید برا چی باید زنده باشم . نمونه ساده ترش آدمایی ان که هر روز رشته و شغل عوض ئمیکنن و بدشون هم نمیاد که مفت مفت روزگار بچرخه ! نمونه بدتر این بی هدفا که اتفاقا خیلی هم احساسی هستن این فرقه های جدیده مث شیطان پرستها ، رپ ر ها و کلا اینا که خیلی موسیقی گوش میدن !

سوم : افسردگی ها..... 

دیگه خسته شدم بقیش بماند برا بعد

 فقط اینو بگم که این سه تا در واقع سه جور مشکل بی ربط نیستن بلکه سه مرحله مشکلات یه جوون هستن 

راستی تا نرفتین اینم بگم گه ئاینا راه حل تضمینی دارن و نکنه با حرفای من کلا نا امید بشین 

یادم نیست تاحالا تو این زمینه دقیقا به چند نفر کمک کردم که به لطف خدا ترکیدن !!!! یعنی ترک کردن یا اصلاح شدن ، شاید حدود 500 نفر یا بیشتر جواب داد..........

فعلا 

یا علی







داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

آیا جمله «لا اكراه فى الدین» دلیل آزادى و اختیار انسان در عمل نیست؟

تاریخ:دوشنبه 11 شهریور 1392-02:22 ب.ظ


آیا جمله «لا اكراه فى الدین» دلیل آزادى و اختیار انسان در عمل نیست؟



 قرآنى كه به كفّار می‏گوید: «هاتوا برهانكم»( انبیاء، 24.)، طرفدار برهان است نه اجبار.

جمله ی «لااكراه فى الدین»(بقره، 256) بیانگر آن است كه ایمان قلبى با اجبار حاصل نمی‏شود؛ بلكه با برهان و حكمت و موعظه و اخلاق و دیدن نتیجه كار، چنین ایمانى پیدا می‏شود؛ البته این بدان معنا نیست كه هركس در عمل بتواند هر منكرى را انجام دهد و بگوید من آزادم؛ زیرا در اسلام، نهى از منكر، جهاد، تعزیرات، حدود، دیات و قصاص براى برخورد با قانون شكنان و زشت سیرتان وجود دارد.

اگر رفتار زشت برخى از افراد سبب اذیت و آزار دیگران شد، می‏توان از قدرت و زور استفاده كرد؛ زور، خوب است؛ امّا ظلم، بد. اگر قدرت نباشد، افراد خودسر قانون ‏شكن، جامعه را به فساد می‏كشند. «لو لادفع اللّه الناس بعضهم ببعض لفسدت الارض»(بقره، 251)

كوتاه سخن آنكه در ایمان قلبى، اكراه و اجبار راه ندارد و با زور، ایمان واقعى تحقق پیدا نمی‏كند؛ ولى هر كجا از فردى به هر عنوانى كارى سرزد كه سبب فتنه و فساد است باید جلوى آن را گرفت و این ربطى به ایمان قلبى ندارد.

به علاوه هركس كارى را پذیرفت باید لوازم آن را هم بپذیرد. مثلاً شاگرد، حق ندارد سر كلاس با لباس شنا بیاید و یا بخوابد؛ زیرا ورود در كلاس باید همراه با پذیرفتن شرایط كلاس باشد. اگر كسى اسلام را پذیرفت، حق ندارد با استناد به آیه «لااكراه فى الدین» بگوید: من آزادى و اختیار دارم و می‏توانم از دین برگشته و مرتد شوم و كسى حق ندارد با من كارى داشته باشد! زیرا این ارتداد، سبب ایجاد تشنّج و هرج و مرج و تردید در دیگران می‏شود.



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

چرا خداوند اجازه می‏دهد تا افراد معلول و ناقص ‏الخلقه متولد شوند؟

تاریخ:دوشنبه 11 شهریور 1392-02:16 ب.ظ

چرا خداوند اجازه می‏دهد تا افراد معلول و ناقص ‏الخلقه متولد شوند؟

خداوند نمی‏خواهد هیچ نوزادى ناقص‏ الخلقه به دنیا بیاید، این گونه نوزادان در اثر اشتباهات والدین (به صورت عمدى یا سهوى) به دنیا آمده ‏اند كه از نظر پزشكى نیز بسیارى از این عوامل شناخته شده است.

اگر سؤال شود كه چرا خداوند اشتباهات آنان را جبران نمی‏كند؟ در پاسخ میگوییم: خداوند آفرینش را بر اساس حكمت و علل و اسباب آفریده و اگر بخواهد با قدرت خود اشتباهات ما را در طبیعت اصلاح كند، باید نظام آفرینش را به هم بزند.

مثلاً؛ جاذبه براى زمین یك حكمت و ارزش است. این جاذبه است كه سبب بارش باران می‏شود. حال اگر بگوییم به خاطر سقوط كودكى یا انسانى یا هواپیمایى، جاذبه را از زمین بگیریم، علاوه بر از هم پاشیدن نظام خلقت، چه بركاتى را باید از دست بدهیم. مانند این است كه دانش ‏آموزى در امتحان جغرافى، مكان كوه هیمالیا یا اقیانوس اطلس را اشتباه نوشته باشد، بعد بخواهد که خدا جای کوه و اقیانوس را عوض کند آیا خداوند باید جاى كوه و اقیانوس را عوض كند؟!

اگر ظالمى سنگى را به صورت مظلومى پرتاب كرد، آیا خداوند باید قبل از رسیدن سنگ به صورت او، سنگ را پنبه كند یا صورت او را ضربه ناپذیر كند؟!

اگر كسى را در زمستان به داخل استخر آب سردى هُل دادیم، خداوند باید آب استخر را گرم كند؟

اگر مسافرى راه شهرى را به اشتباه رفت، آیا خداوند باید شهر را جابجا كند؟!

كسانى كه توقّع دارند خداوند از قدرت خودش خلاف‏هاى عمدى و سهوى انسان‏ها را جبران كند، اگر كمى فكر كنند، خواهند فهمید كه نتیجه‏ ى این توقّع آن است كه هیچ چیز در جاى خود نباشد و یك نظام هرج و مرجى به وجود آید و همه چیز در هر لحظه در حال تغییر و تحوّل باشد و قدرت تدبیر و برنامه‏ ریزى از عقلا گرفته شود.



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

چرا نام امامان(ع) در قرآن نیامده است؟

تاریخ:یکشنبه 10 شهریور 1392-11:45 ب.ظ

چرا نام امامان(ع) در قرآن نیامده است؟



آیت‌الله جعفر سبحانی

 

پرسشگر تصور می‌کند که اگر نام امام و یا امامان در قرآن می‌آمد، اختلاف از بین می‌رفت، در حالی که این اصل کلیّت ندارد. چه بسا ذکر اسامی پیشوایان دوازده‌گانه، سبب می‌شد که آزمندان حکومت و ریاست به نسل‌کشی بپردازند تا از تولد آن امامان جلوگیری کنند، چنانکه این مسئله درباره حضرت موسی(ع) رخ داد.

 

روش آموزشی قرآن بیان کلیات و اصول عمومی است، تشریح مصادیق و جزئیات غالباً بر عهده پیامبر گرامی(ص) می‌باشد. رسول‌خدا(ص) نه تنها مأمور به تلاوت قرآن بود، بلکه در تبیین آن نیز مأموریت داشت، چنانکه می‌فرماید:

 

و أنزلنا إلیک الذکر لتبیّن للنّاس ما نزّل إلیهم و لعلّهم یتفکّرون.(1) و قرآن را بر تو فرستادیم تا آنچه برای مردم نازل شده است، برای آنها بیان کنی و آشکارسازی، شاید آنان بیندیشند.

 

در آیه یادشده دقت کنید، می‌فرماید: «تبیّن» و نمی‌گوید: «لتقراً» یا «لیتلو» و این نشانه آن است که پیامبر(ص) علاوه بر تلاوت، باید حقایق قرآنی را روشن کند.

 

بنابراین انتظار اینکه مصادیق و جزئیات در قرآن بیاید، همانند این است که انتظار داشته باشم همه جزئیات در قانون اساسی کشور ذکر شود. اینک برخی از روش‌های قرآنی را در مقام معرفی افراد بیان می‌کنیم:

 

1. معرفی به نام

گاهی شرایط ایجاب می‌کند که فردی را به نام معرفی کنند، چنانکه می‌فرماید: و مبشّراً برسولٍ یأتی من بعدی اسمه احمد(2)، (عیسی می‌گوید): من به شما مژده پیامبری را می‌دهم که پس از من می‌آید و نامش احمد است.

 

در این آیه حضرت مسیح، پیامبر پس از خویش را به نام معرفی می‌کند و قرآن نیز آن را از حضرتش نقل می‌نماید.

 

2. معرفی با عدد

و گاهی شرایط ایجاد می‌کند که افرادی را با عدد معرفی کند، چنانکه می‌فرماید: و لقد أخذ الله میثاق بنی‌اسرائیل و بعثنا منهم اثنی عشر نقیباً ... .(3) و خدا از فرزندان اسرائیل پیمان گرفت و از آنان دوازده سرگروه برانگیختم.

 





بقیه در ادامه  مطلب

ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات()